خط تعلیق و شکسته تعلیق

خطوط ششگانه از سده‌های چهارم و پنجم قمری تا زمان پیدایش خطِّ تعلیق در ایران یکّه‌تاز بوده‌اند و برخی از این خط‌ها، از جمله نسخ و ثلث، تا امروز نیز پایدار و استوار باقی مانده و کاربردهای ویژه‌ای را از آنِ خود کرده‌اند.

همزمان با فرونشستن گرد و غبار حاصل از تجاوز مغولان به ایران و التیام دردهای جان‌سوز، برخی از منشیان و کاتبان که در دربارِ حاکمان به کار انشاء مشغول بودند، رفته رفته از خط‌هایی چون رِقاع و توقیع، به خطِّ جدیدی گرایش یافتند که بعدها تعلیق نامیده شد.

علت پیدایش این خطّ، افزون بر میل درونیِ دبیران و کاتبانِ ایرانی، نیاز منشیان به خطّی متفاوت در کارِ انشا بوده است؛ خطّی که بیش از اندازه خوانا و ساده نباشد و تخصّصِ منشیان را نیز به نمایش بگذارد.

حضور خطِّ تعلیق و شکستۀ آن را در سندهای سدۀ ششم و هفتم هجری و حتی کاشی‌هایِ تختِ سلیمان که در سال‌های ۶۷۰ تا ۶۷۴ ق. ساخته شده‌اند، می‌توان مطالعه و بررسی کرد.

واژۀ تعلیق دستِ‌کم از سدۀ پنجم قمری در میان دبیران در معنای یادداشت کردن به‌کار رفته است. چنان‌که بیهقی آورده است: «آن‌چه گویم از معاینه گویم و از تعلیق که دارم و از تقویم» (تاریخ بیهقی، ص ۱۵۰).

برخی از منابع کهن، این خط را «ترسّل» و «نامه» نامیده‌اند و به روشنی پیداست که خاستگاه این نام‌گذاری به کارکردِ آن، نظر داشته است.

این خط در کتابتِ نسخه‌های خطیِ فارسی، کاربرد چندانی نداشته و بیشتر در همان عرصۀ مکاتبات و انشا رواج داشته است، چنان‌که از هنرمندانِ ارزندۀ این خط، کتاب‌های نفیس چندانی در دست نیست و بسیاری از آن‌‌چه بازمانده است، به اَسناد، مُنشات و اَحکام مربوط می‌شود.

در کتاب تحفه‌المحبّین (تألیف در ۸۵۸ ق.) دربارۀ وجه تسمیۀ خطِّ تعلیق، آمده است:

و تعلیق از آن جهت تعلیق می‌گویند که گویا از غایت پیچیدگی و روانی بر روی کاغذ معلّق است و یکی از فضلا مناسبِ این مبحث بیتی گفته:

آویـخته بـه مـویی دل‌هـا بـرای آن خـط

زان وجه یافت شهرت این نوع خط به تعلیق

بیشتر متونِ کهن، وضعِ خطِّ تعلیق را به خواجه تاج اصفهانی نسبت داده‌اند. ازجملۀ منابعی که از خطِّ تعلیق سخن رانده‌اند می‌توان به چند مورد اشاره کرد، ازجمله در رسالۀ تعلیم‌الخطوط (پیش از ۹۲۶ ق.) نکتۀ جالبی بیان شده است:

… خواجه احمد منشی خطِّ تعلیق را وضع نموده تا نشان و امثال [و] حجج و قبالات و مکاتبات نویسند و این قلم او به رقاع شبیه بود و شاگرد او خواجه خسرو منشی این قلم را نازک‌تر و پیچاتر ساخت و بعد از او خواجه تاج سلمانی در قلم تعلیق تغییرات و اختراعاتِ مناسب مُوجّه دَرج نمود که مردم آن زمان را مستحسن افتاد… و شاگرد دوم مولانا جعفر [تبریزی] مذکور در قلم تعلیق، مولانا عبدالحی منشی است که در طریقۀ خواجه تاج تغییرات نموده و انواع اختراعات کرد که در نازکی و پختگی و پیچایی و زیبایی بر جمله ترجیح دارد و در ترکیب‌بندی یدِ بیضا داشته و بعد از او مولانا درویش منشی، قلمِ تعلیق را به سر حدِّ اعجاز رسانیده و تا غایت بر او ختم شده…