خطوط ششگانه و نکاتی مهم پیرامون آن

با سلام و درود خدمت هنردوستان و همراهان سایتِ سونراستور،در این مقاله سعی داریم تا نکاتی را پیرامون خطوط ششگانه بیان کنیم،نکاتی از نام خط ها تا پدر خوشنویسی ایران،امید است تا از خواندن این مقاله لدت کافی را ببرید و برایتان مفید واقع شود.

از این خط به عنوان خطوط اصول یا اقلام سته هم نام برده می شود.که خطوط اصلی در خوشنوسی اسلامی هستند و در ایران به خوبی رواج داشته اند.

وجه تمایز در این شش خط وجود اختلافاتی در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور (حرکت های منحنی یا مستقیم)نسبت به یکدیگر است.

براساس بیشتر منابع، ابن مَقله (۳۲۸ ه.ق) که تمثیل استادی در خط است، خط‌هایی را که از کوفی منشعب شده بود، تکمیل ساخت و اصلِ خط‌ها را بر مبنای سطح و دور پایه‌گذاری کرد.

اما به یقین، نمی‌توان وی را یگانه واضع خط‌های ششگانه یا ستّه (که عبارت‌اند از نَسخ، ثلث، محقّق، ریحان، توقیع و رِقاع) دانست، چراکه پیش از وی نیز نمونه‌هایی از این خط‌ها دیده شده‌اند، همان‌سان که پیش از رودکی نیز برخی به سخنوری پرداخته بودند اما شهرتِ فراوانِ رودکی و ابن‌مقله سبب شده تا این هنرها به نامِ نامیِ ایشان ثبت گردد.

با وجود این چون که خطوط ششگانه با تلاشهای ابن‌مُقله قانونمند شده‌اند، می‌بایست وی را «پدر خوشنویسی ایرانی» نامید.

تفاوت شش خط با یکدیگر :

با دقت در ساختار این شش خط در می‌یابیم که بنیاد و شالودۀ آن‌ها، بسیار نزدیک به هم است؛ از این‌رو تنها نام‌گذاری برخی شیوه‌ها سبب جدا شدن بیشتر این خط‌ها از یکدیگر شده است.

همان‌گونه که پیشتر در بخشِ کوفی اشاره شد، تفاوت‌هایی که خطِّ توقیع و رقاع و یا محقِّق و ریحان دارند، به مراتب کمتر از تفاوتِ شیوه‌های گوناگون خطِّ کوفی است.

نمونۀ شیوه‌های گوناگونِ خطِّ کوفی در ایران از کتابت تا کتیبه، تفاوت‌های بنیادی و ساختاری فراوان‌تری دارند، اما همگی آن‌ها در مجموعۀ کوفی قرار گرفته‌اند، در حالی که دربارۀ خط‌های ششگانه چنین نیست و با اندک تغییری، نامی مستقل یافته‌اند.

همین شباهت فراوان و ساختاری سبب شد که تنها خطّ ثلث (به نمایندگی از محقق، ریحان، توقیع و رقاع) و خطّ نسخ که ساختاری متفاوت از دیگر خط‌ها دارند، به نمایندگی از خطوط ششگانه تا امروز زنده و استوار بمانند.

دلیل دیگری که سبب از میان رفتن چهار خطِّ از خط‌های ششگانه شد، پیدایش خطِّ نستعلیق بود که از آغاز سدۀ نهم قمری کاربرد گسترده یافت.

خطِّ ثلث هر چند که از گذشته تا امروز در کتابت نیز نقش داشته، اما کاربرد برجسته‌اش در کتیبه‌نگاری بوده است. در نتیجه می‌توان گفت که خطّ نسخ در کتابت و نوشتار، طولانی‌ترین عمر را در میان خط‌های اسلامی داراست.

نمونه‌های بازماندۀ خطّ نسخ از سدۀ چهارم قمری، هزار سال را در بر می‌گیرند. خطِّ نسخ در کنار خطِّ کوفی و نستعلیق، سه خطِّ اصلی در کتابت و کتاب‌آرایی به‌شمار می‌روند و نیک می‌دانیم که دامنۀ کاربرد خطِّ کوفی یا نستعلیق، بیش از شش تا هفت سده نبوده است.